على محمدى خراسانى
49
كوثر فقه (شرح تحرير الوسيله) (فارسى)
القرآن فعلّمها إيّاه » . « 1 » محل شاهد جملهء « قد زوّجتكها » است كه ايجاب تنها است . سؤال : قول مرد ؛ يعنى « زوّجنى » قبول است و بر ايجاب مقدم شده و از موارد استيجاب و ايجاب است ، نه اينكه قبول لازم نباشد . پاسخ : ابداً اين قول در صدد استيجاب و انشاى قبول تزويج نيست بلكه صرف تقاضا و درخواست و اعلام آمادگى است نه قبول نكاح ، بنابراين به ايجاب تنها واقع شده است ، ضمن اينكه در سه روايت ديگر باب اين تعبير نيست تا ادعا شود كه قبول دارد ؛ ولى پيش از ايجاب ذكر شده است . نتيجه : در مواردى كه عاقد ، وكيل يا ولىّ يا وصىّ باشد ايجاب كفايت مىكند ، اين فتواى امام است و فتواى مرحوم سيد در عروه « 2 » در كتاب نكاح نيز همين است . مرحوم خوئى در شرح عروه « 3 » با اين فتوا مخالفت كرده است . امّا فتواى امام راحل كاملًا مستند و داراى مدرك است و طبق نظر ايشان ، در موارد استثناى مذكور نيازى به قبول نيست . بلكه مىتوان اضافه كرد كه گاهى با قبول تنها كفايت مىكند ، ولى نهبهلفظ « قبلت » كه فرع بر وجود ايجابى است تا قبول به آن تعلق بگيرد ، بلكه بالفظ « ملكّت هذا بهذا » - اگر در شراء هم استعمال شود - و با لفظ « اشتريت هذا بهذا » كفايت مىكند زيرا اطلاقات تجارت از روى تراضى ، آن را شامل مىشود . البته ازآنجاكه كسى نگفته ، احوط اين است كه به اين الفاظ بسنده نشود ولى اكتفا به ايجاب ، كاملًا قابل استدلال است و در روايات نكاح هم صريحاً ذكر شده است و علاوه بر رواياتى كه قبلًا ذ كر شد ، روايت سهل ساعدى از رسولخدا ( ص ) نيز وجود دارد كه در منابع فريقين نقل شده « 4 » و شبيه صحيحهء محمد بن مسلم است كه قبلًا نقل كرديم .
--> ( 1 ) . همان ، ح 3 . ( 2 ) . ر . ك : عروة الوثقى ، ج 2 ، مسألة 3816 . ( 3 ) . ر . ك : شرح العروة الوثقى ، ج 33 ، ص 99 . ( 4 ) . عوالى اللئالى ، ج 2 ، ص 263 ، ح 8 ؛ السنن الكبرى ( بيهقى ) ، ج 7 ، ص 242 باب نكاح بر تعليم قرآن . .